السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )
17
سيره معصومان ( فارسي )
نقل كرده و در ميان آنها مىتوان ابن صبّاغ مالكى در كتاب الفصول المهمه به اسناد از احمد بن محمد بن ايوب مقبرى را نام برد ، كه آن حضرت را به اين ترتيب توصيف كردهاند . امام حسن رخسارهاى سفيد آميخته به اندكى سرخى داشت ، در چشمانش سياهى درخشندهاى برق مىزد ، و تودههاى موى سرش انباشته و پيچيده بود . استخوانها و عضلاتى درشت و ستبر داشت ، و فاصلهء شانه و بازوانش زياد بود . مويى در هم پيچيده و محاسنى انبوه و كوتاه داشت و گردنش بمانند ابريقى نقرهاى مىدرخشيد . ميانى باريك ، قدى ميانه ، نه چندان بلند و نه چندان كوتاه داشت . با رنگ سياه خضاب مىكرد ، سيمايى نمكين داشت و چهرهاش در شمار زيباترين چهرهها بود . ابن سعد گفته است : حسن و حسين به رنگ سياه خضاب مىكردند . الخ . اخلاق امام بسيارى از دانشمندان به اين معنى اشاره كردهاند كه در بخشش و كرم و سعهء صدر هيچ كس به پايهء امام حسن ( ع ) نمىرسيد . مدائنى مىگويد : امام حسن ( ع ) بزرگترين فرزند على ( ع ) و شخصى كريم و بزرگوار و در سخاوت و حلم و بردبارى بىنظير بود و رسول خدا ( ص ) او را دوست مىداشت . شيخ صدوق در كتاب امالى به سند خود از امام صادق ( ع ) و او از پدر خود و او نيز از جدّ خود آورده است كه امام حسن بن على بن ابى طالب در عبادت و زهد و تقوى و فضيلت چنان بود كه در زمان خود هيچ كس به پايهء وى نمىرسيد . همين كه قصد سفر حج مىكرد پياده به راه مىافتاد و گاهى پاى خود را نيز برهنه مىساخت هرگز به كارى نمىپرداخت مگر اينكه خداى سبحان را ياد مىكرد . راستگوترين مردم و در نطق و بيان از همه والاتر بود . چون به نزديك مسجد مىرسيد عرض مىكرد : بار خدايا مهمان تو به در خانهات آمده است . اى احسانكننده ، بندهء گناهكار تو به درگاهت ايستاده . اى كريم ، تو از بديهايم به زيباييها و خوبيهاى خود درگذر . زبير بن به كار در كتاب انساب قريش آورده است كه : زينب دختر ابى رافع حديث كند كه فاطمه ( س ) دو فرزندش حسن و حسين ( ع ) را هنگام بيمارى رسول خدا ( ص ) ، كه در همان بيمارى از دنيا رحلت كرد ، به نزد آن حضرت آورد و گفت : اى رسول خدا اينان فرزندان تو هستند ؛ پس چيزى به آن دو ميراث بده . پيامبر فرمود : شكوه و بزرگى و سيادت من براى حسن است . و اما حسين ، پس كرم و شجاعتم براى اوست . الخ . طبرسى در كتاب اعلام الورى مىنويسد : اين روايت با روايت ديگرى كه محمد بن اسحاق آورده هماهنگ است . محمد بن اسحاق مىگويد : پس از رسول اللّه ( ص ) هيچ كس از حيث شرف و بلندى قدر و عزّت به پايهء حسن بن على نرسيد . بر در خانهاش فرش مىگستردند و چون او از خانه بيرون مىآمد و آنجا مىنشست راه بسته مىشد و به احترام او كسى از برابرش عبور نمىكرد و چون مىفهميد برمىخاست و به خانه مىرفت و آنگاه مردم رفت و آمد مىكردند .